سلماسلما، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 16 روز سن داره

من و سلما

بند تنبون

1391/12/23 17:37
نویسنده : مرضیه
809 بازدید
اشتراک گذاری

اوایل بچه داری که هنوز خیلی شعر و داستان حفظ نبودم، گاهی برای خوابوندن سلما، زمزمه هایی می کردم و یه وقتایی هم یه چیزایی از توش درمیومد! 

شعر که چه عرض کنم، ترانه های بند تنبونی ! مسخره نکنیدا ! فی البداهه می یاد دیگه ! 

یه دختر دارم شاه نداره

از خوشگلی تا نداره

به کس کسونش نمی دم

به همه نشونش نمی دم

به کسی میدم که کس باشه

نه که تو دلش هوس باشه

به کسی میدم عاشق باشه

خونه اش رو یه قایق باشه

ببره اونو به دریا، بگه سلمای زیبا

دوستت دارم یه دنیا

به کسی می دم مهربون

براش بشه همزبون

سر رو شونه اش بذاره

وقتی چشاش می باره

به کسی می دم آقا باشه

خونه اش توی باغا باشه

براش درخت بکاره

گلهای تازه بیاره

به کسی می دم هنرمند

خونه اش باشه توی دربند

ببره اونو به تجریش

بخره براش یه گلد فیش ( همون ماهی قرمز خودمون) 

قهقهه

وقتی هم می خوام برای سلما آب بیارم می گم :

کی یه کمی آب میخواد ؟

کیه که آفتاب می خواد؟

یک گل آفتابگردون

اسمش چیه ؟ سلما جون

دیگه بقیه اش رو نمی گم که پایه های ادبیات کهن و نوین فارسی، جملگی به لرزه درآمدند! 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

لیلا مامی لیلیا
4 فروردین 92 16:19
به به ناز نفست قناری


چه قشنگ گفتی حافظاااا

الان یهنی منو مسخره کردی فامیل جان ؟
فهیمه (مامی فرناز)
26 فروردین 92 9:22
به به خوش به حال سلما جون
مامانش هنرمند که هست ...شاعرم که هست .... خوشگل و با سلیقه هم که هست ...
دیگه از این بهتر چی می خواد!

انشاللللللله همیشه شاد و سلامت بالای سر سلما جون باشین و شعرهای خوشگل واسش بخونی

زیرسایه شما ایشالله ( آیکون آدم متواضع و فروتن !)
فهیمه (مامی فرناز)
26 فروردین 92 9:27
ببخشید شکلک اشتباه اومده بود
الی
9 اردیبهشت 92 0:31
آفــــــــــــــــــــــــــــــرین خوش به حال جوجو
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به من و سلما می باشد